シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2012› 対句 4 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۰۱۲
- زندگیام وصل تو مرگم فراق بینظیرم کردهای اندر دو فن
G2012:4
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 ای دلارام من و ای دل شکن·وی کشیده خویش بیجرمی ز من
- 2 از نظر رفتی ز دل بیرون نهای·ز آنک تو شمعی و جان و دل لگن
- 3 جان من جان تو جانت جان من·هیچ کس دیدهست یک جان در دو تن
- 4 زندگیام وصل تو مرگم فراق·بینظیرم کردهای اندر دو فن
- 5 بس بجستم آب حیوان خضر گفت·بیوصالش جان نیابی جان مکن
- 6 غم نیارد گرد غمگین تو گشت·ور بگردد بایدش گردن زدن
- 7 جانها زان گرد تو گرددهمی·جان ادیم و تو سهیل اندر یمن
- 8 بهر تو گفتهست منصور حلاج·یا صغیر السن یا رطب البدن
- 9 شیر مست شهد تو گشت و بگفت·یا قریب العهد من شرب اللبن
- 10 پیش مستان تو غم را راه نیست·فکرت و غم هست کار بوالحسن
- 11 هر کی در چاه طبیعت مانده است·چارهاش نبود ز فکر چون رسن
- 12 چونک برپرید کاسد گشت حبل·چون یقینی یافت کاسد گشت ظن
- 13 همزبان بیزبانان شو دلا·تا به گفت و گو نباشی مرتهن
ganjoor: sh2012 · public domain