シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2015 対句 4 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۰۱۵

  1. بس شنیدم های و هوی عاشقان بس شنیدم بانگ نوشانوش من

G2015:4

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 فقر را در خواب دیدم دوش من·گشتم از خوبی او بی‌هوش من
  2. 2 از جمال و از کمال لطف فقر·تا سحرگه بوده‌ام مدهوش من
  3. 3 فقر را دیدم مثال کان لعل·تا ز رنگش گشتم اطلس پوش من
  4. 4 بس شنیدم های و هوی عاشقان·بس شنیدم بانگ نوشانوش من
  5. 5 حلقه‌ای دیدم همه سرمست فقر·حلقه او دیدم اندر گوش من
  6. 6 بس بدیدم نقش‌ها در نور فقر·بس بدیدم نقش جان در روش من
  7. 7 از میان جان ما صد جوش خاست·چون بدیدم بحر را در جوش من
  8. 8 صد هزاران نعره می‌زد آسمان·ای غلام همچنان چاووش من

ganjoor: sh2015 · public domain