シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2040› 対句 6 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۰۴۰
- اندر قفای عاشق هر سو که خصم بینی او را به زخم سیلی اندر زمان به درکن
G2040:6
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 روز است ای دو دیده در روزنم نظر کن·تو اصل آفتابی چون آمدی سحر کن
- 2 بردار طالبان را وز هفت بحر بگذر·منگر به گاو و ماهی وز صد چنین گذر کن
- 3 پیدا بکن که پاکی از کون و پست و بالا·وین خانه کهن را بیزیر و بیزبر کن
- 4 عالم فناست جمله در یک دمش بقا کن·ماری است زهر دارد تو زهر او شکر کن
- 5 هر سو که خشک بینی تو چشمهای روان کن·هر جا که سنگ بینی از عکس خود گهر کن
- 6 اندر قفای عاشق هر سو که خصم بینی·او را به زخم سیلی اندر زمان به درکن
- 7 تا چند عذر گویی کورند و مینبینند·گر کورشان نخواهی در دیدهشان نظر کن
- 8 خواهی که پردههاشان در دیدهها نباشد·فرما تو پردگی را کز پردهها عبر کن
- 9 فرمان تو راست مطلق با جمع در میان نه·بستم قبای عطلت هم چارهٔ کمر کن
- 10 ای آفتاب عرشی ای شمس حق تبریز·چون ماه نو نزارم رویم تو در قمر کن
ganjoor: sh2040 · public domain