シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2041 対句 6 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۰۴۱

  1. از نیک و بد بریده وز دام‌ها پریده بر کوه قاف رفته عنقا که همچنین کن

G2041:6

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 پروانه شد در آتش گفتا که همچنین کن·می‌سوخت و پر همی‌زد بر جا که همچنین کن
  2. 2 شمع و فتیله بسته با گردن شکسته·می‌گفت نرم نرمک با ما که همچنین کن
  3. 3 مومی که می‌گدازد با سوز می بسازد·در تف و تاب داده خود را که همچنین کن
  4. 4 گر سیم و زر فشانی در سود این جهانی·سودت ندارد آن‌ها الا که همچنین کن
  5. 5 دامان پر ز گوهر کرد و نشست بر سر·وز رشک تلخ گشته دریا که همچنین کن
  6. 6 از نیک و بد بریده وز دام‌ها پریده·بر کوه قاف رفته عنقا که همچنین کن
  7. 7 رخساره پاک کرده دراعه چاک کرده·با خار صبر کرده گل‌ها که همچنین کن
  8. 8 صد ننگ و نام هشته با عقل خصم گشته·بر مغزها دویده صهبا که همچنین کن
  9. 9 خالی شده‌ست و ساده نُه چشم برگشاده·لب بر لبش نهاده سرنا که همچنین کن
  10. 10 چل سال چشم آدم در عذر داشت ماتم·گفته به کودکانش بابا که همچنین کن
  11. 11 خاموش باش و صابر عبرت بگیر آخر·خامش شده‌ست و گریان خارا که همچنین کن
  12. 12 تبریز شمس دین را بین کز ضیای جانی·پر کرده از جلالت صحرا که همچنین کن

ganjoor: sh2041 · public domain