シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2044 対句 6 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۰۴۴

  1. ای جان مست مجلس «اَبرارَ یَشرَبونَ» بر گربهٔ اسیر هوا ریش خند کن

G2044:6

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 جانا بیار باده و بختم بلند کن·زان حلقه‌های زلف دلم را کمند کن
  2. 2 مجلس خوش است و ما و حریفان همه خوشیم·آتش بیار و چارهٔ مشتی سپند کن
  3. 3 زان جام بی‌دریغ در اندیشه‌ها بریز·در بیخودی سزای دل خودپسند کن
  4. 4 ای غم، برو برو، بر مستانت کار نیست·آن را که هوشیار بیابی گزند کن
  5. 5 مستان مسلّمند ز اندیشه‌ها و غم·آن کو نشد مسلّم او را نژند کن
  6. 6 ای جان مست مجلس «اَبرارَ یَشرَبونَ»·بر گربهٔ اسیر هوا ریش خند کن
  7. 7 ریش همه به دست اجل بین و رحم کن·از مرگ وارهان همه را سودمند کن
  8. 8 عزم سفر کن ای مه و بر گاو نه تو رخت·با شیرگیر مست مگو ترک پند کن
  9. 9 در چشم ما نگر اثر بیخودی ببین·ما را سوار اشقر و پشت سمند کن
  10. 10 یک رگ اگر در این تن ما هوشیار هست·با او حساب دفتر هفتاد و اند کن
  11. 11 ای طبع روسیاه سوی هند باز رو·وی عشق ترک تاز سفر سوی جند کن
  12. 12 آن جا که مست گشتی، بنشین، مقیم شو·و آن‌جا که باده خوردی آن‌جا فکند کن
  13. 13 در مطبخ خدا اگرت قوت روح نیست·آن‌گاه سر در آخُر این گوسفند کن
  14. 14 خواهی که شاهدان فلک جلوه‌گر شوند·دل را حریف صیقل آیینه رند کن
  15. 15 ای دل خموش کن همه بی‌حرف گو سخن·بی‌لب حدیث عالم بی‌چون و چند کن

ganjoor: sh2044 · public domain