シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2053 対句 7 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۰۵۳

  1. از بس که در کنار همی‌گیردش نگار بگرفت بوی یار و رها کرد بوی طین

G2053:7

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 با عاشقان نشین و همه عاشقی گزین·با آنک نیست عاشق یک دم مشو قرین
  2. 2 ور ز آنک یار پرده عزت فروکشید·آن را که پرده نیست برو روی او ببین
  3. 3 آن روی بین که بر رخش آثار روی او است·آن را نگر که دارد خورشید بر جبین
  4. 4 از بس که آفتاب دو رخ بر رخش نهاد·شهمات می‌شود ز رخش ماه بر زمین
  5. 5 در طره‌هاش نسخه ایاک نعبد است·در چشم‌هاش غمزه ایاک نستعین
  6. 6 بی‌خون و بی‌رگ است تنش چون تن خیال·بیرون و اندرون همه شیر است و انگبین
  7. 7 از بس که در کنار همی‌گیردش نگار·بگرفت بوی یار و رها کرد بوی طین
  8. 8 صبحی است بی‌سپیده و شامی است بی‌خضاب·ذاتی است بی‌جهات و حیاتی است بی‌حنین
  9. 9 کی نور وام خواهد خورشید از سپهر·کی بوی وام خواهد گلبن ز یاسمین
  10. 10 بی‌گفت شو چو ماهی و صافی چو آب بحر·تا زود بر خزینه گوهر شوی امین
  11. 11 در گوش تو بگویم با هیچ کس مگو·این جمله کیست مفخر تبریز شمس دین

ganjoor: sh2053 · public domain