シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2064 対句 9 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۰۶۴

  1. باغ جهان سوخته باغ دل افروخته سوخته اسرار باغ ساخته اسرار من

G2064:9

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 باز فروریخت عشق از در و دیوار من·باز بِبُرید بند، اشتر کین دار من
  2. 2 بار دگر شیرِ عشق پنجه خونین گشاد·تشنه خون گشت باز این دل سگسار من
  3. 3 باز سر ماه شد نوبت دیوانگی است·آه که سودی نکرد دانش بسیار من
  4. 4 بار دگر فتنه زاد جمره دیگر فتاد·خواب مرا بست باز دلبر بیدار من
  5. 5 صبر مرا خواب برد عقل مرا آب برد·کار مرا یار برد تا چه شود کار من
  6. 6 سلسله عاشقان با تو بگویم که چیست·آنک مسلسل شود طره دلدار من
  7. 7 خیز دگربار خیز، خیز که شد رستخیز·مایه صد رستخیز شور دگربار من
  8. 8 گر ز خزان گُلْسِتان چون دل عاشق بسوخت·نک رخ آن گُلْسِتان، گلشن و گلزار من
  9. 9 باغ جهان سوخته باغ دل افروخته·سوخته اسرار باغ ساخته اسرار من
  10. 10 نوبت عشرت رسید ای تن محبوس من·خلعت صحت رسید ای دل بیمار من
  11. 11 پیر خرابات هین از جهت شکر این·رو گرو مِی‌ بنه خرقه و دستار من
  12. 12 خرقه و دستار چیست این نه ز دون همتی است·جان و جهان جرعه‌ای است از شه خمار من
  13. 13 داد سخن دادمی سوسن آزادمی·لیک ز غیرت گرفت دل ره گفتار من
  14. 14 شکر که آن ماه را هر طرفی مشتری است·نیست ز دلال گفت رونق بازار من
  15. 15 عربده قال نیست حاجت دلال نیست·جعفر طرار نیست جعفر طیار من

ganjoor: sh2064 · public domain