シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2067 対句 4 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۰۶۷

  1. دوش خیال نگار، بعدِ بسی انتظار آمد و من در خمار، یا رب چون بود چون

G2067:4

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 ای هوس عشق تو کرده جهان را زبون·خیرهٔ عشقت چو من، این فلکِ سرنگون
  2. 2 می‌در و می‌دوز تو، می‌بر و می‌سوز تو·خون کن و می‌شوی تو، خون دلم را به خون
  3. 3 چونک ز تو خاسته‌ست، هر کژ تو راست است·لیک بتا راست گو، نیست مقام جنون؟
  4. 4 دوش خیال نگار، بعدِ بسی انتظار·آمد و من در خمار، یا رب چون بود چون
  5. 5 خواست که پر واکُند، روی به صحرا کند·باز مرا می‌فریفت از سخن پرفسون
  6. 6 گفتم: "والله که نی، هیچ مساز این بنا·گر عجمی "رفت، نیست" ور عربی "لایکون"
  7. 7 در دل شب آمدی، نیک عجب آمدی·چون برِ ما آمدی نیست رهایی کنون

ganjoor: sh2067 · public domain