シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2075 対句 2 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۰۷۵

  1. هزار جامه بدوزی ز عشق و پاره کنی و آنگهان بنویسی تو جرم آن بر من

G2075:2

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 توی که بدرقه باشی گهی گهی رهزن·توی که خرمن مایی و آفت خرمن
  2. 2 هزار جامه بدوزی ز عشق و پاره کنی·و آنگهان بنویسی تو جرم آن بر من
  3. 3 تو قلزمی و دو عالم ز توست یک قطره·قراضه‌ای است دو عالم توی دو صد معدن
  4. 4 تو راست حکم که گویی به کور چشم گشا·سخن تو بخشی و گویی که گفت آن الکن
  5. 5 بساختی ز هوس صد هزار مغناطیس·که نیست لایق آن سنگ خاص هر آهن
  6. 6 مرا چو مست کشانی به سنگ و آهن خویش·مرا چه کار که من جان روشنم یا تن
  7. 7 تو باده‌ای تو خماری تو دشمنی و تو دوست·هزار جان مقدس فدای این دشمن
  8. 8 تو شمس دین به حقی و مفخر تبریز·بهار جان که بدادی سزای صد بهمن

ganjoor: sh2075 · public domain