シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2076 対句 13 ← 前へ

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۰۷۶

  1. بگو به هرچ بسوزی بسوز جز به فراق روا نباشد و این یک ستم روانه مکن

G2076:13

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 به جان تو که از این دلشده کرانه مکن·بساز با من مسکین و عزم خانه مکن
  2. 2 بهانه‌ها بمیندیش و عذر را بگذار·مرا مگیر ز بالا و خشک شانه مکن
  3. 3 شراب حاضر و دولت ندیم و تو ساقی·بده شراب و دغل‌های ساقیانه مکن
  4. 4 نظر به روی حریفان بکن که مست تواند·نظر به روزن و دهلیز و آستانه مکن
  5. 5 بجز به حلقه عشاق روزگار مبر·بجز به کوی خرابات آشیانه مکن
  6. 6 ببین که عالم دام است و آرزو دانه·به دام او مشتاب و هوای دانه مکن
  7. 7 ز دام او چو گذشتی قدم بنه بر چرخ·به زیر پای به جز چرخ آستانه مکن
  8. 8 به آفتاب و به مهتاب التفات مکن·یگانه باش و به جز قصد آن یگانه مکن
  9. 9 مکن قرار تو بی‌او چو کاسه بر سر آب·مگیر کاسه به هر مطبخی دوانه مکن
  10. 10 زمانه روشن و تاریک و گرم و سرد شود·مقام جز به سرچشمه زمانه مکن
  11. 11 مکن ستایش بر وی عتاب را بمپوش·مده قطایف و آن سیر در میانه مکن
  12. 12 ولی چه سود که کار بتان همین باشد·مگو به شعله آتش هلا زبانه مکن
  13. 13 بگو به هرچ بسوزی بسوز جز به فراق·روا نباشد و این یک ستم روانه مکن

ganjoor: sh2076 · public domain