シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2083 対句 9 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۰۸۳

  1. اگر تجلی یوسف برهنه خوبتر است دو چشم باز نگردد مگر به پیراهن

G2083:9

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 اگر سزای لب تو نبود گفته من·برآر سنگ گران و دهان من بشکن
  2. 2 چو طفل بیهده گوید نه مادر مشفق·پی ادب لب او را فروبرد سوزن
  3. 3 دو صد دهان و جهان از برای عز لبت·بسوز و پاره کن و بردران و برهم زن
  4. 4 چو تشنه‌ای دود استاخ بر لب دریا·نه موج تیغ برآرد ببردش گردن
  5. 5 غلام سوسنم ایرا که دید گلشن تو·ز شرم نرگس تو ده زبانش شد الکن
  6. 6 ولیک من چو دفم چون زنی تو کف بر من·فغان کنم که رخم را بکوب چون هاون
  7. 7 مرا ز دست منه تا سماع گرم بود·بکش تو دامن خود از جهان تردامن
  8. 8 بلی ز گلشن معنی است چشم‌ها مخمور·ولیک نغمه بلبل خوش است در گلشن
  9. 9 اگر تجلی یوسف برهنه خوبتر است·دو چشم باز نگردد مگر به پیراهن
  10. 10 اگر چه شعشعه آفتاب جان اصل است·بر آن فلک نرسیده‌ست آدمی بی‌تن
  11. 11 خمش که گر دهنم مرده شوی بربندد·ز گور من شنوی این نوا پس مردن

ganjoor: sh2083 · public domain