シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2085 対句 4 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۰۸۵

  1. بگفتمش خبر نو شنیده‌ای او گفت حدیث نو نرود در شکاف گوش کهن

G2085:4

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 به صلح آمد آن ترک تند عربده کن·گرفت دست مرا گفت تکری یرلغسن
  2. 2 سؤال کردم از چرخ و گردش کژ او·گزید لب که رها کن حدیث بی‌سر و بن
  3. 3 بگفتمش که چرا می‌کند چنین گردش·بگفت هیزم تر نیست بی‌صداع دتن
  4. 4 بگفتمش خبر نو شنیده‌ای او گفت·حدیث نو نرود در شکاف گوش کهن
  5. 5 بلندهمتی و چشم تنگ ترک مرا·اگر تو واقف رازی بیا و شرح بکن
  6. 6 نه چشم تنگ خسیسم ولیک ره تنگ است·ز نرگسان دو چشمم به سوی او ره کن

ganjoor: sh2085 · public domain