シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2088 対句 4 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۰۸۸

  1. بیاور بیاور شرابی که گفتی مگو که نگفتم مرنجان مرنجان

G2088:4

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 ببردی دلم را بدادی به زاغان·گرفتم گروگان خیالت به تاوان
  2. 2 درآیی درآیم بگیری بگیرم·بگویی بگویم علامات مستان
  3. 3 نشاید نشاید ستم کرد با من·برای گریبان دریدن ز دامان
  4. 4 بیاور بیاور شرابی که گفتی·مگو که نگفتم مرنجان مرنجان
  5. 5 شرابی شرابی که دل جمع گردد·چو دل جمع گردد شود تن پریشان
  6. 6 نخواهم نخواهم شرابی بهایی·از آن بحر بگشا شراب فراوان
  7. 7 ز تو باده دادن ز من سجده کردن·ز من شکر کردن ز تو گوهرافشان
  8. 8 چنانم کن ای جان که شکرم نماند·وظیفه بیفزا دو چندان سه چندان
  9. 9 بجوشان بجوشان شرابی ز سینه·بهاری برآور از این برگ ریزان
  10. 10 خرابم کن ای جان که از شهر ویران·خراجی نجوید نه دیوان نه سلطان
  11. 11 خمش باش ای تن که تا جان بگوید·علی میر گردد چو بگذشت عثمان
  12. 12 خمش کردم ای جان بگو نوبت خود·توی یوسف ما توی خوب کنعان

ganjoor: sh2088 · public domain