シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2103› 対句 7 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۱۰۳
- فرعهای درخت لرزانند اصل را نیست خوف لرزیدن
G2103:7
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 گرچه اندر فغان و نالیدن·اندکی هست خویشتن دیدن
- 2 آن نباشد مرا چو در عشقت·خوگرم من به خویش دزدیدن
- 3 به خدا و به پاکی ذاتش·پاکم از خویشتن پسندیدن
- 4 دیده کی از رخ تو برگردد·به که آید به وقت گردیدن
- 5 در چنین دولت و چنین میدان·ننگ باشد ز مرگ لنگیدن
- 6 عاشقان تو را مسلم شد·بر همه مرگها بخندیدن
- 7 فرعهای درخت لرزانند·اصل را نیست خوف لرزیدن
- 8 باغبانان عشق را باشد·از دل خویش میوه برچیدن
- 9 جان عاشق نوالهها میپیچ·در مکافات رنج پیچیدن
- 10 زهد و دانش بورز ای خواجه·نتوان عشق را بورزیدن
- 11 پیش از این گفت شمس تبریزی·لیک کو گوش بهر بشنیدن
ganjoor: sh2103 · public domain