シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2104 対句 2 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۱۰۴

  1. بیند مریخ که بزم است و عیش خنجر و شمشیر کند در میان

G2104:2

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 شب که جهان است پر از لولیان·زهره زند پرده شنگولیان
  2. 2 بیند مریخ که بزم است و عیش·خنجر و شمشیر کند در میان
  3. 3 ماه فشاند پر خود چون خروس·پیش و پسش اختر چون ماکیان
  4. 4 دیده غماز بدوزد فلک·تا که گواهی ندهد بر کیان
  5. 5 خفته گروهی و گروهی به صید·تا کی کند سود و کی دارد زیان
  6. 6 پنج و شش است امشب مهره قمار·سست میفکن لب چون ناشیان
  7. 7 جام بقا گیر و بهل جام خواب·پرده بود خواب و حجاب عیان
  8. 8 ساقی باقی است خوش و عاشقان·خاک سیه بر سر این باقیان
  9. 9 زهر از آن دست کریمش بنوش·تا که شوی مهتر حلواییان
  10. 10 عشق چو مغز است جهان همچو پوست·عشق چو حلوا و جهان چون تیان
  11. 11 حلق من از لذت حلوا بسوخت·تا نکنم حلیه حلوا بیان

ganjoor: sh2104 · public domain