シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2109 対句 1 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۱۰۹

  1. ای تو پناه همه روز محن بازسپردم به تو من خویشتن

G2109:1

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 ای تو پناه همه روز محن·بازسپردم به تو من خویشتن
  2. 2 قلزم مهری که کناریش نیست·قطره آن الفت مرد است و زن
  3. 3 شیر دهد شیر به اطفال خویش·شاه بگوید به گدا کیمسن
  4. 4 بلک شود آتش دایه خلیل·سرمه یعقوب شود پیرهن
  5. 5 نور بد و شد بصر از آفتاب·آب بنوشد ز ثری یاسمن
  6. 6 بلک کشد از بت سنگین غذا·با همه کفرش به عبادت شمن
  7. 7 قهر کند دایگی از لطف تو·زهر دهد دایه چو آری تو فن
  8. 8 گردد ابریشم بر کرم گور·حله شود بر تن مؤمن کفن
  9. 9 بس کن از این شرح و خمش کن که تا·بلبل جان خطبه کند بر فنن

ganjoor: sh2109 · public domain