シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2118 対句 10 ← 前へ

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۱۱۸

  1. سکتنا یا صبا نجد فبلغ انت ما تدری و ترجم ما کتمناه لاهل الحی حتی حین

G2118:10

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 می تلخی که تلخی‌ها بدو گردد همه شیرین·بت چینی که نگذارد که افتد بر رخ ما چین
  2. 2 میش هر دم همی‌گوید که آب خضر را درکش·رخش هر لحظه می‌گوید که گلزار مخلد بین
  3. 3 زبان چرب او کارد درختانی پر از زیتون·لب شیرین او خواند به افسون سوره والتین
  4. 4 ایا من عشق خدیه یذیب الف حور العین·هواه کاشف البلوی کعسق او یاسین
  5. 5 شعاع وجهه یعلو علی شمس الضحی نورا·کمال ساده الوافی یفوق الطور فی المتکین
  6. 6 فکم من عاشق اردی مقال الحب زر غبا·و کم من میت احیا محیاه کیوم الدین
  7. 7 همی‌گوید مگو چیزی وگر نی هست تمییزی·که زنده کردمی هر دم هزاران مرده زین تلقین
  8. 8 سکوتی عند احرار غدا کشاف اسرار·وراء الحرف معلوم بیان النور فی التعیین
  9. 9 چو می‌گوید بگو حاجت دهد گوشی بدین امت·که او ناگفته دریابد چو گوش غیب گو آمین
  10. 10 سکتنا یا صبا نجد فبلغ انت ما تدری·و ترجم ما کتمناه لاهل الحی حتی حین

ganjoor: sh2118 · public domain