シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 213 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · G213 · 18 対句
غزل شمارهٔ ۲۱۳
各対句のページで、その翻訳、解説、難解語を読めます。
- G213:1 اگر تو عاشق عشقی و عشق را جویابگیر خنجر تیز و ببر گلوی حیا
- G213:2 بدانک سد عظیم است در روش ناموسحدیث بیغرض است این قبول کن به صفا
- G213:3 هزار گونه جنون از چه کرد آن مجنونهزار شید برآورد آن گزین شیدا
- G213:4 گهی قباش درید و گهی به کوه دویدگهی ز زهر چشید و گهی گزید فنا
- G213:5 چو عنکبوت چنان صیدهای زفت گرفتببین چه صید کند دام ربی الاعلی
- G213:6 چو عشق چهره لیلی بدان همه ارزیدچگونه باشد اسری بعبده لیلا
- G213:7 ندیدهای تو دواوین ویسه و رامیننخواندهای تو حکایات وامق و عذرا
- G213:8 تو جامه گرد کنی تا ز آب تر نشودهزار غوطه تو را خوردنیست در دریا
- G213:9 طریق عشق همه مستی آمد و پستیکه سیل پست رود، کی رود سوی بالا؟
- G213:10 میان حلقه عشاق چون نگین باشیاگر تو حلقه به گوش تکینی ای مولا
- G213:11 چنانک حلقه به گوش است چرخ را این خاکچنانک حلقه به گوش است روح را اعضا
- G213:12 بیا بگو چه زیان کرد خاک از این پیوندچه لطفها که نکردهست عقل با اجزا
- G213:13 دهل به زیر گلیم ای پسر نشاید زدعلم بزن چو دلیران میانه صحرا
- G213:14 به گوش جان بشنو از غریو مشتاقانهزار غلغله در جو گنبد خضرا
- G213:15 چو برگشاید بند قبا ز مستی عشقتو های و هوی ملک بین و حیرت حورا
- G213:16 چه اضطراب که بالا و زیر عالم راستز عشق کوست منزه ز زیر و از بالا
- G213:17 چو آفتاب برآمد کجا بماند شبرسید جیش عنایت کجا بماند عنا
- G213:18 خموش کردم ای جان جان جان تو بگوکه ذره ذره ز عشق رخ تو شد گویا
ganjoor: sh213 · public domain