シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2135 対句 6 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۱۳۵

  1. یک جو روان ماء معین یک جوی دیگر انگبین یک جوی شیر تازه بین یک جو می حمرای تو

G2135:6

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 ای شعشعه نور فلق در قبه مینای تو·پیمانه خون شفق پنگان خون پیمای تو
  2. 2 ای میل‌ها در میل‌ها وی سیل‌ها در سیل‌ها·رقصان و غلتان آمده تا ساحل دریای تو
  3. 3 با رفعت و آهنگ مه مه را فتد از سر کله·چون ماه رو بالا کند تا بنگرد بالای تو
  4. 4 در هر صبوحی بلبلان افغان کنان چون بی‌دلان·بر پرده‌های واصلان در روضه خضرای تو
  5. 5 ای جان‌ها دیدارجو دل‌ها همه دلدارجو·ای برگشاده چارجو در باغ باپهنای تو
  6. 6 یک جو روان ماء معین یک جوی دیگر انگبین·یک جوی شیر تازه بین یک جو می حمرای تو
  7. 7 تو مهلتم کی می‌دهی می بر سر می می‌دهی·کو سر که تا شرحی کنم از سرده صهبای تو
  8. 8 من خود کی باشم آسمان در دور این رطل گران·یک دم نمی‌یابد امان از عشق و استسقای تو
  9. 9 ای ماه سیمین منطقه با عشق داری سابقه·وی آسمان هم عاشقی پیداست در سیمای تو
  10. 10 عشقی که آمد جفت دل شد بس ملول از گفت دل·ای دل خمش تا کی بود این جهد و استقصای تو
  11. 11 دل گفت من نای ویم نالان ز دم‌های ویم·گفتم که نالان شو کنون جان بنده سودای تو
  12. 12 انا فتحنا بابکم لا تهجروا اصحابکم·حمدا لعشق شامل بگرفته سر تا پای تو

ganjoor: sh2135 · public domain