シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 214 対句 9 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۱۴

  1. نگر به عیسی مریم که از دوام سفر چو آب چشمه حیوان‌ست یحیی الموتی

G214:9

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 درخت اگر متحرک بدی ز جای به جا·نه رنج اره کشیدی نه زخم‌های جفا
  2. 2 نه آفتاب و نه مهتاب نور بخشیدی·اگر مقیم بدندی چو صخره صما
  3. 3 فرات و دجله و جیحون چه تلخ بودندی·اگر مقیم بدندی به جای چون دریا
  4. 4 هوا چو حاقن گردد به چاه زهر شود·ببین ببین چه زیان کرد از درنگ هوا
  5. 5 چو آب بحر سفر کرد بر هوا در ابر·خلاص یافت ز تلخی و گشت چون حلوا
  6. 6 ز جنبش لهب و شعله چون بماند آتش·نهاد روی به خاکستری و مرگ و فنا
  7. 7 نگر به یوسف کنعان که از کنار پدر·سفر فتادش تا مصر و گشت مستثنا
  8. 8 نگر به موسی عمران که از بر مادر·به مدین آمد و زان راه گشت او مولا
  9. 9 نگر به عیسی مریم که از دوام سفر·چو آب چشمه حیوان‌ست یحیی الموتی
  10. 10 نگر به احمد مرسل که مکه را بگذاشت·کشید لشکر و بر مکه گشت او والا
  11. 11 چو بر براق سفر کرد در شب معراج·بیافت مرتبه قاب قوس او ادنی
  12. 12 اگر ملول نگردی یکان یکان شمرم·مسافران جهان را دو تا دو تا و سه تا
  13. 13 چو اندکی بنمودم بدان تو باقی را·ز خوی خویش سفر کن به خوی و خلق خدا

ganjoor: sh214 · public domain