シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2145 対句 1 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۱۴۵

  1. شب شد ای خواجه ز کی آخر آن یار تو کو یار خوش آواز تو آن خوش دم و شش تار تو کو

G2145:1

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 شب شد ای خواجه ز کی آخر آن یار تو کو·یار خوش آواز تو آن خوش دم و شش تار تو کو
  2. 2 یار لطیف تر تو خفته بود در بر تو·خفته کند ناله خوش خفته بیدار تو کو
  3. 3 گاه نماییش رهی گوش بمالیش گهی·دم ز درون تو زند محرم اسرار تو کو
  4. 4 زنده کند هر وطنی ناله کند بی‌دهنی·فتنه هر مرد و زنی همدم گفتار تو کو
  5. 5 دست بنه بر رگ او تیز روان کن تک او·ای دم تو رونق ما رونق بازار تو کو

ganjoor: sh2145 · public domain