シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2151 対句 2 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۱۵۱

  1. لعل قبا سمر شدی چونک در آن کمر شدی کشته زار در میان زان کمرم به جان تو

G2151:2

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 در سفر هوای تو بی‌خبرم به جان تو·نیک مبارک آمده‌ست این سفرم به جان تو
  2. 2 لعل قبا سمر شدی چونک در آن کمر شدی·کشته زار در میان زان کمرم به جان تو
  3. 3 همچو قمر برآمدی بر قمران سر آمدی·همچو هلال زار من زان قمرم به جان تو
  4. 4 خشک و ترم خیال تو آینه جمال تو·خشک لبم ز سوز دل چشم ترم به جان تو
  5. 5 تا تو ز لعل بسته‌ات تنگ شکر گشاده‌ای·چون مگس شکسته پر بر شکرم به جان تو
  6. 6 دام همیشه تا بود آفت بال و پر بود·رسته شود ز دام تو بال و پرم به جان تو
  7. 7 در تبریز شمس دین هست چراغ هر سحر·طالب آفتاب من چون سحرم به جان تو

ganjoor: sh2151 · public domain