シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2155 対句 3 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۱۵۵

  1. چند گریختم نشد سایه من ز من جدا سایه بود موکلم گرچه شوم چو تار مو

G2155:3

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 کی ز جهان برون شود جزو جهان هله بگو·کی برهد ز آب نم چون بجهد یکی ز دو
  2. 2 هیچ نمیرد آتشی ز آتش دیگر ای پسر·ای دل من ز عشق خون‌، خون مرا به خون مشو
  3. 3 چند گریختم نشد سایه من ز من جدا·سایه بود موکلم گرچه شوم چو تار مو
  4. 4 نیست جز آفتاب را قوّت دفع سایه‌ها·بیش کند کمش کند این تو ز آفتاب جو
  5. 5 ور دو هزار سال تو در پی سایه می‌دوی·آخر کار بنگری تو سپسی و پیش او
  6. 6 جرم تو گشت خدمتت رنج تو گشت نعمتت·شمع تو گشت ظلمتت بند تو گشت جست و جو
  7. 7 شرح بدادمی ولی پشت دل تو بشکند·شیشه دل چو بشکنی سود نداردت رفو
  8. 8 سایه و نور بایدت هر دو به هم ز من شنو·سر بنه و دراز شو پیش درخت اتقوا
  9. 9 چون ز درخت لطف او بال و پری برویدت·تن زن چون کبوتران بازمکن بقوبقو
  10. 10 چغز در آب می‌رود مار نمی‌رسد بدو·بانگ زند خبر کند مار بداندش که کو
  11. 11 گرچه که چغز حیله‌گر بانگ زند چو مار هم·آن دم سست چغزیش بازدهد ز بانگ بو
  12. 12 چغز اگر خمش بدی مار شدی شکار او·چونک به کنج وا رود گنج شود جو و تسو
  13. 13 گنج چو شد تسوی زر کم نشود به خاک در·گنج شود تسوی جان چون برسد به گنج هو
  14. 14 ختم کنم بر این سخن یا بفشارمش دگر·حکم تو راست من کیم ای ملک لطیف‌خو

ganjoor: sh2155 · public domain