シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 216› 対句 3 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۱۶
- بدان یکیت بدوزد که دل نهی همه عمر زهی بریشم و بخیه زهی ید بیضا
G216:3
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 روم به حجره خیاط عاشقان فردا·من درازقبا با هزار گز سودا
- 2 ببردت ز یزید و بدوزدت بر زید·بدین یکی کندت جفت و زان دگر عذرا
- 3 بدان یکیت بدوزد که دل نهی همه عمر·زهی بریشم و بخیه زهی ید بیضا
- 4 چو دل تمام نهادی ز هجر بشکافد·به زخم نادره مقراض اهبطوا منها
- 5 ز جمع کردن و تفریق او شدم حیران·به ثبت و محو چو تلوین خاطر شیدا
- 6 دلست تخته پرخاک او مهندس دل·زهی رسوم و رقوم و حقایق و اسما
- 7 تو را چو در دگری ضرب کرد همچو عدد·ز ضرب خود چه نتیجه همیکند پیدا
- 8 چو ضرب دیدی اکنون بیا و قسمت بین·که قطرهای را چون بخش کرد در دریا
- 9 به جبر جمله اضداد را مقابله کرد·خمش که فکر دراشکست زین عجایبها
ganjoor: sh216 · public domain