シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2161› 対句 5 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۱۶۱
- دلم را میکند پرخون سرم را پرمی و افیون دل من شد تغار او سر من شد کدوی او
G2161:5
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 اگر نه عاشق اویم چه میپویم به کوی او·وگر نه تشنه اویم چه میجویم به جوی او
- 2 بر این مجنون چه میبندم مگر بر خویش میخندم·که او زنجیر نپذیرد مگر زنجیر موی او
- 3 ببر عقلم ببر هوشم که چون پنبهست در گوشم·چو گوشم رست از این پنبه درآید های هوی او
- 4 همیگوید دل زارم که با خود عهدها دارم·نیاشامم شراب خوش مگر خون عدوی او
- 5 دلم را میکند پرخون سرم را پرمی و افیون·دل من شد تغار او سر من شد کدوی او
- 6 چه باشد ماه یا زهره چو او بگشود آن چهره·چه دارد قند یا حلوا ز شیرینی خوی او
- 7 مرا گوید چرا زاری ز ذوق آن شکرباری·مرا گوید چرا زردی ز لاله ستان روی او
- 8 مرا هر دم برانگیزی به سوی شمس تبریزی·بگو در گوش من ای دل چه میتازی به سوی او
ganjoor: sh2161 · public domain