シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2172› 対句 6 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۱۷۲
- آمیخته شد بانگش با بانگ همه زان سان پیدا نشود بانگش در غلغله شان یک مو
G2172:6
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 هم آگه و هم ناگه مهمان من آمد او·دل گفت که کی آمد جان گفت مه مه رو
- 2 او آمد در خانه ما جمله چو دیوانه·اندر طلب آن مه رفته به میان کو
- 3 او نعره زنان گشته از خانه که این جایم·ما غافل از این نعره هم نعره زنان هر سو
- 4 آن بلبل مست ما بر گلشن ما نالان·چون فاخته ما پران فریادکنان کوکو
- 5 در نیم شبی جسته جمعی که چه دزد آمد·و آن دزد همیگوید دزد آمد و آن دزد او
- 6 آمیخته شد بانگش با بانگ همه زان سان·پیدا نشود بانگش در غلغله شان یک مو
- 7 و هو معکم یعنی با توست در این جستن·آنگه که تو میجویی هم در طلب او را جو
- 8 نزدیکتر است از تو با تو چه روی بیرون·چون برف گدازان شو خود را تو ز خود میشو
- 9 از عشق زبان روید جان را مثل سوسن·میدار زبان خامش از سوسن گیر این خو
ganjoor: sh2172 · public domain