シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2174 対句 9 ← 前へ

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۱۷۴

  1. شمس الحق تبریزی ای مایه بینایی نادیده مکن ما را چون دیده مایی تو

G2174:9

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 ای یار قلندردل دلتنگ چرایی تو·از جغد چه اندیشی چون جان همایی تو
  2. 2 بخرام چنین نازان در حلقه جانبازان·ای رفته برون از جا آخر به کجایی تو
  3. 3 داده‌ست ز کان تو لعل تو نشانی‌ها·آن گوهر جانی را آخر ننمایی تو
  4. 4 بس خوب و لطیفی تو بس چست و ظریفی تو·بس ماه لقایی تو آخر چه بلایی تو
  5. 5 ای از فر و زیبایی وز خوبی و رعنایی·جان حلقه به گوش تو در حلقه نیایی تو
  6. 6 ای بنده قمر پیشت جان بسته کمر پیشت·از بهر گشاد ما در بند قبایی تو
  7. 7 از دل چو ببردی غم دل گشت چو جام جم·وین جام شود تابان ای جان چو برآیی تو
  8. 8 هر روز برآیی تو با زیب و فر آیی تو·در مجلس سرمستان باشور و شر آیی تو
  9. 9 شمس الحق تبریزی ای مایه بینایی·نادیده مکن ما را چون دیده مایی تو

ganjoor: sh2174 · public domain