シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2175 対句 1 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۱۷۵

  1. در خشکی ما بنگر وآن پرده تر برگو چشم تر ما را بین ای نور بصر برگو

G2175:1

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 در خشکی ما بنگر وآن پرده تر برگو·چشم تر ما را بین ای نور بصر برگو
  2. 2 جمع شکران را بین در ما نگران را بین·شیرین نظران را بین هین شرح شکر برگو
  3. 3 امروز چنان مستی کز جوی جهان جستی·امروز اگر خواهی آن چیز دگر برگو
  4. 4 هر چند که استادی داد دو جهان دادی·در دست که افتادی  زان طرفه خبر برگو
  5. 5 از جای نجنبیده لیک از دل و از دیده·بسیار بگردیده احوال سفر برگو
  6. 6 در کشتی و دریایی خوش موج و مصفایی·زیری گه و بالایی ای زیر و زبر برگو
  7. 7 با صبر تویی محرم روسخت تویی در غم·شمشیر زبان برکش وز صبر و سپر برگو
  8. 8 مستی جماعت بین کرده ز قدح بالین·یا رب بفزا آمین این قصه ز سر برگو
  9. 9 بر هر که زد این برهان جان یابد و سیصد جان·باور نکنی این را بر چوب و حجر برگو
  10. 10 گفت ار سر او باشم رخسار تو بخراشم·ای عارف این را هم با او به سحر برگو
  11. 11 آمد دگری از ده هین دیگ دگر برنه·گر تاج گرو کردی از رهن کمر برگو
  12. 12 گر رافضیی باشد از داد علی در ده·ور زآنک بود سنی از عدل عمر برگو
  13. 13 موری چه قدر گوید از تخت سلیمانی·بگشا لب و شرحش کن اسباب ظفر برگو

ganjoor: sh2175 · public domain