シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2183 対句 9 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۱۸۳

  1. از آن جان که روان شد سوی جانان بر هر بی‌روان گویم زهی رو

G2183:9

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 به پیشت نام جان گویم زهی رو·حدیث گلستان گویم زهی رو
  2. 2 تو این جا حاضر و شرمم نباشد·که از حسن بتان گویم زهی رو
  3. 3 چو شاه بی‌نشان عالم بیاراست·من از شکل و نشان گویم زهی رو
  4. 4 چو نور لامکان آفاق بگرفت·من از جا و مکان گویم زهی رو
  5. 5 به پیش این دکان که کان شادی است·من از سود و زیان گویم زهی رو
  6. 6 به پیش این چنین دانای اسرار·کژی در دل نهان گویم زهی رو
  7. 7 چو استاره و جهان شد محو خورشید·فسانه این جهان گویم زهی رو
  8. 8 اوان قاب قوسین است و ادنی·حدیث خرکمان گویم زهی رو
  9. 9 از آن جان که روان شد سوی جانان·بر هر بی‌روان گویم زهی رو
  10. 10 حدیثی را که جان هم نیست محرم·من از راه دهان گویم زهی رو
  11. 11 چو شاهنشاه صد جان و جهانی·من از جان و جهان گویم زهی رو

ganjoor: sh2183 · public domain