シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2199› 対句 5 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۱۹۹
- این نداری خود ولیکن گر تو این را طالبی آه سرد و اشک گرم و چهرههای زرد کو
G2199:5
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 ای سنایی عاشقان را درد باید درد کو·بار جور نیکوان را مرد باید مرد کو
- 2 بار جور نیکوان از دی و فردا برتر است·وانما جان کسی از دی و فردا فرد کو
- 3 ور خیال آید تو را کز دی و فردا برتری·برتری را کار و بار و ملک و بردابرد کو
- 4 در میان هفت دریا دامن تو خشک کو·در میان هفت دوزخ عنصر تو سرد کو
- 5 این نداری خود ولیکن گر تو این را طالبی·آه سرد و اشک گرم و چهرههای زرد کو
- 6 هر نفس بوی دل آید از صراط المستقیم·تا نگویی عشق ره رو را که راه آورد کو
- 7 گرد از آن دریا برآمد گرد جسم اولیاست·تا نگویی قوم موسی را در این یم گرد کو
ganjoor: sh2199 · public domain