シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2212 対句 5 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۲۱۲

  1. شده‌ایم آتشین پا که رویم مست آن جا تو برو نخست بنگر که کنون به خانه هست او

G2212:5

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 تو بمال گوش بربط که عظیم کاهل است او·بشکن خمار را سر که سر همه شکست او
  2. 2 بنواز نغمه تر به نشاط جام احمر·صدفی است بحرپیما که در آورد به دست او
  3. 3 چو درآمد آن سمن بر در خانه بسته بهتر·که پریر کرد حیله ز میان ما بجست او
  4. 4 چه بهانه گر بت است او چه بلا و آفت است او·بگشاید و بدزدد کمر هزار مست او
  5. 5 شده‌ایم آتشین پا که رویم مست آن جا·تو برو نخست بنگر که کنون به خانه هست او
  6. 6 به کسی نظر ندارد به جز آینه بت من·که ز عکس چهره خود شده است بت پرست او
  7. 7 هله ساقیا بیاور سوی من شراب احمر·که سری که مست شد او ز خیال ژاژ رست او
  8. 8 نه غم و نه غم پرستم ز غم زمانه رستم·که حریف او شدستم که در ستم ببست او
  9. 9 تو اگرچه سخت مستی برسان قدح به چستی·مشکن تو شیشه گرچه دو هزار کف بخست او
  10. 10 قدحی رسان به جانم که برد به آسمانم·مدهم به دست فکرت که کشد به سوی پست او
  11. 11 تو نه نیک گو و نی بد بپذیر ساغر خود·بد و نیک او بگوید که پناه هر بد است او

ganjoor: sh2212 · public domain