シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2223 対句 3 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۲۲۳

  1. چون فدا گردند جاویدان شوند ز آنک اکسیر است جان را کان تو

G2223:3

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 ای همه سرگشتگان مهمان تو·آفتاب از آسمان پرسان تو
  2. 2 چشم بد از روی خوبت دور باد·ای هزاران جان فدای جان تو
  3. 3 چون فدا گردند جاویدان شوند·ز آنک اکسیر است جان را کان تو
  4. 4 گاو و بزغاله و بره گردون چرخ·باد ای ماه بتان قربان تو
  5. 5 ز آنک قربان‌ها همه باقی شوند·در هوای عید بی‌پایان تو
  6. 6 در سرای عصمت یزدان توی·بخت و دولت روز و شب دربان تو
  7. 7 ای خدا این باغ را سرسبز دار·در بهارستان بی‌نقصان تو
  8. 8 تا ملایک میوه از وی می‌کشند·می‌چرند از نخل و سیبستان تو
  9. 9 این شکرخانه همیشه باز باد·پرنبات و شکر پنهان تو
  10. 10 آب این جو ای خدا تیره مباد·تا به هر سو می‌رود ز احسان تو
  11. 11 این دعا را یا رب آمین هم تو کن·ای دعا آن تو آمین آن تو
  12. 12 چنگ و قانون جهان را تارهاست·ناله هر تار در فرمان تو
  13. 13 من بخفتم تو مرا انگیختی·تا چو گویم در خم چوگان تو
  14. 14 ور نه خاکی از کجا عشق از کجا·گر نبودی جذبه‌های جان تو
  15. 15 خاک خشکی مست شد تر می‌زند·آن توست این آن توست این آن تو
  16. 16 دی مرا پرسید لطفش کیستی·گفتم ای جان گربه در انبان تو
  17. 17 گفت ای گربه بشارت مر تو را·که تو را شیری کند سلطان تو
  18. 18 من خمش کردم توام نگذاشتی·همچو چنگم سخره افغان تو

ganjoor: sh2223 · public domain