シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2256 対句 10 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۲۵۶

  1. چو دل و چشم و گوش‌ها ز تو نوشند نوش‌ها همه هر دم شکوفه‌ها شکفد در نثار تو

G2256:10

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 به قرار تو او رسد که بود بی‌قرار تو·که به گلزار تو رسد دل خسته به خار تو
  2. 2 گل و سوسن از آن تو همه گلشن از آن تو·تلفش از خزان تو طربش از بهار تو
  3. 3 ز زمین تا به آسمان همه گویان و خامشان·چو دل و جان عاشقان به درون بی‌قرار تو
  4. 4 همه سوداپرست تو همه عالم به دست تو·نفسی پست و مست تو نفسی در خمار تو
  5. 5 همه زیر و زبر ز تو همگان بی‌خبر ز تو·چه غریب است نظر به تو چه خوش است انتظار تو
  6. 6 چه کند سرو و باغ را چو نظر نیست زاغ را·تو ز بلبل فغان شنو که وی است اختیار تو
  7. 7 منم از کار مانده‌ای ز خریدار مانده‌ای·به فراغت نظرکنان به سوی کار و بار تو
  8. 8 بگذارم ز بحر و پل بگریزم ز جزو و کل·چه کنم من عذار گل که ندارد عذار تو
  9. 9 چه کنم عمر مرده را تن و جان فسرده را·دو سه روز شمرده را چو منم در شمار تو
  10. 10 چو دل و چشم و گوش‌ها ز تو نوشند نوش‌ها·همه هر دم شکوفه‌ها شکفد در نثار تو
  11. 11 پس از این جان که دارمش به خموشی سپارمش·ز کجا خامشم هلد هوس جان سپار تو
  12. 12 به خموشی نهان شدن چو شکارم نتان شدن·که شکار و شکاریان نجهند از شکار تو
  13. 13 همه فربه ز بوی تو همه لاغر ز هجر تو·همه شادی و گریه شان اثر و یادگار تو

ganjoor: sh2256 · public domain