シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2265 対句 18 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۲۶۵

  1. امروز صلا می‌زند این خفته دلان را آن عشق سماوی که نخفت و نغنود او

G2265:18

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 الیوم من الوصل نسیم و سعود·الیوم اری الحب علی العهد فعودوا
  2. 2 رفته‌ست رقیب و بر آن یار نبود او·بی‌زحمت دشمن دم عشاق شنود او
  3. 3 یا قلب ابشرک به وصل و رحیق·ما فاتک من دهرک الیوم یعود
  4. 4 شکر است عدو رفته و ما همدم جامیم·ما سرخ و سپید از طرب و کور و کبود او
  5. 5 یا حب حنا نیک تجلیت بوصل·الروح فدا روحک بالروح تجود
  6. 6 ما را که برای دل حساد جفا گفت·امروز چو خلوت شد ما را بستود او
  7. 7 هذا قمر قد غلب الشمس بنور·من طالعه الیوم علی الشمس یسود
  8. 8 امروز نقاب از رخ خود ماه برانداخت·بر طلعت خورشید و مه و زهره فزود او
  9. 9 ما اکثر ما قد خفض العیش به هجر·للعیش من الیوم نهوض و صعود
  10. 10 پیوسته ز خورشید ستاند مه نو نور·این مه که به خورشید دهد نور چه بود او
  11. 11 یا قلب تمتع و طب ان شکورا·الحب شفیق لک و الله ودود
  12. 12 این دم سپه عشق چه خوش دست گشادند·چون یک گره از طره پربند گشود او
  13. 13 الحب الی المجلس والله سقانا·و السکر من القهوه کالدهر ولود
  14. 14 آن غم که ز عشاق بسی گرد برآورد·بیرون ز در است این دم و از بام فرود او
  15. 15 الیوم من العیش لقاء و شفا·الیوم من السکر رکوع و سجود
  16. 16 آن ساغر لاغرشده را داروی دل ده·دیر است که محروم شد از ذوق وجود او
  17. 17 یا قوم الی العشق انیبوا و اجیبوا·لما کتب الله علی العشق خلود
  18. 18 امروز صلا می‌زند این خفته دلان را·آن عشق سماوی که نخفت و نغنود او
  19. 19 العشق من الکون حیات و لباب·و العیش سوی العشق قشور و جلود
  20. 20 هر دوست که از عشق به دنیات کشاند·خود دشمن تو او است یقین دان و حسود او
  21. 21 لا تنطق فی العشق و یکفیک انین·فالمخلص للعاشق صبر و جحود
  22. 22 بس کن تو مگو هیچ که تا اشک بگوید·دل خود چو بسوزد بدهد بوی چو عود او

ganjoor: sh2265 · public domain