シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2295› 対句 5 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۲۹۵
- بزن آتش به کشت من فکن از بام طشت من که کار عشق این باشد که باشد عاشق آواره
G2295:5
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 سراندازان همیآیی نگارین جگرخواره·دلم بردی نمیدانم چه آوردی دگرباره
- 2 فغان از چشم مکارت کز اول بود این کارت·که پاره پاره پیش آیی و بربایی دل پاره
- 3 برای ماه بیچون را کشیدی جور گردون را·مسلم گشت مجنون را که عاقل نیست این کاره
- 4 بیار آن جام پرآتش که تا ما درکشیمش خوش·به عشق روی آن مه وش برون از چرخ و استاره
- 5 بزن آتش به کشت من فکن از بام طشت من·که کار عشق این باشد که باشد عاشق آواره
- 6 اگر زخمی زنی از کین به قصد این دل مسکین·بزن که زخم بردارد چه باید کرد بیچاره
- 7 دلم شد جای اندیشه و یا دکان پرشیشه·بگو ای شمس تبریزی دلت سنگ است یا خاره
ganjoor: sh2295 · public domain