シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2296› 対句 7 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۲۹۶
- که کنزا کنت مخفیا فاحببت بان اعرف برای جان مشتاقان به رغم نفس طنازه
G2296:7
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 مرا گویی که چونی تو لطیف و لمتر و تازه·مثال حسن و احسانت برون از حد و اندازه
- 2 خوش آن باشد که میراند به سوی اصل شیرینی·در آن سیران سقط کرده هزاران اسب و جمازه
- 3 همیکوشم به خاموشی ولیکن از شکرنوشی·شدم همخوی آن غمزه که آن غمزهست غمازه
- 4 دلا سرسخت و پاسستی چنین باشند در مستی·ولی بشتاب لنگانه که میبندند دروازه
- 5 بدان صبح نجاتی رو بدان بحر حیاتی رو·بزن سنگی بر این کوزه بزن نفطی در آن کازه
- 6 بهل می را به میخواران بهل تب را به غمخواران·که این را جملگی نقش است و آن را جمله آوازه
- 7 که کنزا کنت مخفیا فاحببت بان اعرف·برای جان مشتاقان به رغم نفس طنازه
- 8 تعالوا یا موالینا الی اعلی معالینا·فان الجسم کالاعمی و ان الحس عکازه
- 9 الی نور هو الله تری فی ضؤ لقیاه·کمال البدر نقصانا و عین الشمس خبازه
ganjoor: sh2296 · public domain