シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2300› 対句 5 ← 前へ
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۳۰۰
- خوی ملکی بگزین بر دیو امیری کن گاو تو چو شد قربان پا بر سر گردون نه
G2300:5
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 با زر غم و بیزر غم آخر غم با زر به·چون راهروی باری راهی که برد تا ده
- 2 بشنو سخن یاران بگریز ز طراران·از جمع مکش خود را استیزه مکن مسته
- 3 آدم ز چه عریان شد دنیا ز چه ویران شد·چون بود که طوفان شد ز استیزه که با مه
- 4 تا شمع نمیگرید آن شعله نمیخندد·تا جسم نمیکاهد جان مینشود فربه
- 5 خوی ملکی بگزین بر دیو امیری کن·گاو تو چو شد قربان پا بر سر گردون نه
ganjoor: sh2300 · public domain