シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2343› 対句 3 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۳۴۳
- گهی از دور دور استاده باشی که من مرد غریبم در نظاره
G2343:3
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 ایا خورشید بر گردون سواره·به حیله کرده خود را چون ستاره
- 2 گهی باشی چو دل اندر میانه·گهی آیی نشینی بر کناره
- 3 گهی از دور دور استاده باشی·که من مرد غریبم در نظاره
- 4 گهی چون چاره غمها را بسوزی·گهی گویی که این غم را چه چاره
- 5 تو پاره میکنی و هم بدوزی·که دل آن به که باشد پاره پاره
- 6 گهی دل را بگریانم چو طفلان·مرا گویی بجنبان گاهواره
- 7 گهی بر گیریم چون دایگان تو·گهی بر من نشینی چون سواره
- 8 گهی پیری نمایی گاه دومو·زمانی کودک و گه شیرخواره
- 9 زبونم یا زبونم تو گرفتی·زهی عیار و چست و حیله باره
ganjoor: sh2343 · public domain