シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2362› 対句 7 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۳۶۲
- پیش آب لطف او بین آتشی زانو زده همچو افلاطون حکمت صد دوا آموخته
G2362:7
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 ای دو چشمت جاودان را نکتهها آموخته·جانها را شیوههای جان فزا آموخته
- 2 هر چه در عالم دری بستهست مفتاحش توی·عشق شاگرد تو است و درگشا آموخته
- 3 از برای صوفیان صاف بزم آراسته·وانگهانی صوفیان را الصلا آموخته
- 4 وز میان صوفیان آن صوفی محبوب را·سر معشوقی مطلق در خلاء آموخته
- 5 و آن دگر را ز امتحان اندر فراق انداخته·سر سر عاشقانش در بلا آموخته
- 6 عشق را نیمی نیاز و نیم دیگر بینیاز·این اجابت یافته و آن خود دعا آموخته
- 7 پیش آب لطف او بین آتشی زانو زده·همچو افلاطون حکمت صد دوا آموخته
- 8 با دعا و با اجابت نقب کرده نیم شب·سوی عیاران رند و صد دغا آموخته
- 9 پرجفایانی که ایشان با همه کافردلی·مر وفا را گوش مالیده وفا آموخته
- 10 زخم و آتشهای پنهانی است اندر چشمشان·کاهنان را همچو آیینه صفا آموخته
- 11 جمله ایشان بندگان شمس تبریزی شده·در تجلیهای او نور لقا آموخته
ganjoor: sh2362 · public domain