シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2372› 対句 10 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۳۷۲
- همه حجاج برفته حرم و کعبه بدیده تو شتر هم نخریده که شکستهست مهاره
G2372:10
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 هله بحری شو و در رو مکن از دور نظاره·که بود در تک دریا کف دریا به کناره
- 2 چو رخ شاه بدیدی برو از خانه چو بیذق·رخ خورشید چو دیدی هله گم شو چو ستاره
- 3 چو بدان بنده نوازی شدهای پاک و نمازی·همگان را تو صلا گو چو مؤذن ز مناره
- 4 تو در این ماه نظر کن که دلت روشن از او شد·تو در این شاه نگه کن که رسیدهست سواره
- 5 نه بترسم نه بلرزم چو کشد خنجر عزت·به خدا خنجر او را بدهم رشوت و پاره
- 6 کی بود آب که دارد به لطافت صفت او·که دو صد چشمه برآرد ز دل مرمر و خاره
- 7 تو همه روز برقصی پی تتماج و حریره·تو چه دانی هوس دل پی این بیت و حراره
- 8 چو بدیدم بر سیمش ز زر و سیم نفورم·که نفور است نسیمش ز کف سیم شماره
- 9 تو از آن بار نداری که سبکسار چو بیدی·تو از آن کار نداری که شدستی همه کاره
- 10 همه حجاج برفته حرم و کعبه بدیده·تو شتر هم نخریده که شکستهست مهاره
- 11 بنگر سوی حریفان که همه مست و خرابند·تو خمش باش و چنان شو هله ای عربده باره
ganjoor: sh2372 · public domain