シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2382 対句 3 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۳۸۲

  1. ای بدیده لعبتان دیو را لعبتان را مردمان پنداشته

G2382:3

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 ای بخاری را تو جان پنداشته·حبه زر را تو کان پنداشته
  2. 2 ای فرورفته چو قارون در زمین·وی زمین را آسمان پنداشته
  3. 3 ای بدیده لعبتان دیو را·لعبتان را مردمان پنداشته
  4. 4 ای کرانه رفته عشق از ننگ تو·ای تو خود را در میان پنداشته
  5. 5 ای گرفته چشمت آب از دود کفر·دود را نور عیان پنداشته
  6. 6 ای ز شهوت در پلیدی همچو کرم·عاشقان را همچنان پنداشته
  7. 7 مستی شهوت نشان لعنت است·ای نشان را بی‌نشان پنداشته
  8. 8 ای تو گندیده میان حرف و صوت·وی خدا را بی‌زبان پنداشته
  9. 9 ماهتابش می‌زند بر کوریت·ای تو مه را هم نهان پنداشته
  10. 10 هر چه گفتم خویشتن را گفته‌ام·ای تو هجو دیگران پنداشته

ganjoor: sh2382 · public domain