シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2431 対句 7 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۴۳۱

  1. چشمهٔ شکر جوشان کنم اندر دل تنگ نیی اندیشه‌های خوش نهم اندر دماغ و کله‌ای

G2431:7

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 این عشق گردان کو به کو بر سر نهاده طبله‌ای·که هر کجا مرده بود زنده کنم بی‌حیله‌ای
  2. 2 خوان روانم از کرم زنده کنم مرده بدم·کو نرگدایی تا برد از خوان لطفم زله‌ای
  3. 3 گاهی تو را در بر کنم گاهی ز زهرت پر کنم·آگاه شو آخر ز من ای در کفم چون کیله‌ای
  4. 4 گر حبه‌ای آید به من صد کان پرزرش کنم·دریای شیرینش کنم هر چند باشد قله‌ای
  5. 5 از تو عدم وز من کرم وز تو رضا وز من قسم·صد اطلس و اکسون نهم در پیش کرم پیله‌ای
  6. 6 هر لحظهٔ نومید را خرمن دهم بی‌کشتنی·هر لحظهٔ درویش را قربت دهم بی‌چله‌ای
  7. 7 چشمهٔ شکر جوشان کنم اندر دل تنگ نیی·اندیشه‌های خوش نهم اندر دماغ و کله‌ای
  8. 8 می‌ران فرس در دین فقط ور اسب تو گردد سقط·بر جای اسب لاغری هر سو بیابی گله‌ای
  9. 9 خاموش باش و لا مگو جز آن که حق بخشد مجو·جوشان ز حلوای رضا بر جمره چون پاتیله‌ای
  10. 10 تبریز شد خلد برین از عکس روی شمس دین·هر نقش در وی حور عین هر جامه از وی حله‌ای

ganjoor: sh2431 · public domain