シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2443 対句 8 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۴۴۳

  1. دریای پر مرجان ما عمر دراز و جان ما پس عمر ما بی‌حد بود ما را نباشد غایتی

G2443:8

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 ای تو ملول از کار من من تشنه‌تر هر ساعتی·آخر چه کم گردد ز تو کز تو برآید حاجتی
  2. 2 بر تو زیانی کی شود از تو عدم گر شیء شود·معدوم یابد خلعتی گیرد ز هستی رایتی
  3. 3 یا مستحق مرحمت یابد مقام و مرتبت·برخواند اندر مکتبت از لوح محفوظ آیتی
  4. 4 ای رحمة للعالمین بخشی ز دریای یقین·مر خاکیان را گوهر‌ی مر ماهیان را راحتی
  5. 5 موجش گهی گوهر دهد لطفش گهی کشتی کشد·چندین خلایق اندر او مر هر یکی را حالتی
  6. 6 خود پیشتر اجزا‌ی او در سجده همچون شاکر‌ان·وز بهر خدمت موج او گه گه نماید قامتی
  7. 7 در پیش دریای نهان این هفت دریای جهان·چون واهب اندر بخششی چون راهب اندر طاعتی
  8. 8 دریای پر مرجان ما عمر دراز و جان ما·پس عمر ما بی‌حد بود ما را نباشد غایتی
  9. 9 ای قطره گر آگه شوی با سیل‌ها همره شوی·سیلت سوی دریا برد پیشت نباشد آفتی
  10. 10 ور سرکشی غافل شوی آن سیل عشق مستوی·گوش تو گیرد می‌کشد کاو بر تو دارد رافتی
  11. 11 مستفعلن مستفعلن اکنون شکر پنهان کنم·کز غیب جوقی طوطیان آورده اندم غارتی
  12. 12 شکر نگر تو نو به نو آواز خاییدن شنو·نی این شکر را صورتی نی طوطیان را آلتی
  13. 13 دارد خدا قندی دگر کان ناید اندر نیشکر·طوطی و حلقوم بشر آن را ندارد طاقتی
  14. 14 چون شمس تبریزی که او گنجا ندارد در فلک·کان مطلع خورشید او دارد عجایب ساحتی

ganjoor: sh2443 · public domain