シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2460 対句 7 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۴۶۰

  1. چون تو مرا گوش کشان، بردی از آن جا که منم بر سر آن منظره‌ها، هم بنشانم که تویی

G2460:7

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 تو نه چنانی که منم، من نه چنانم که تویی·تو نه بر آنی که منم، من نه بر آنم که تویی
  2. 2 من همه در حکم توام، تو همه در خون منی·گر مه و خورشید شوم، من کم از آنم که تویی
  3. 3 با همه ای رشک پری، چون سوی من برگذری·باش چنین، تیز مران! تا که بدانم که تویی
  4. 4 دوش گذشتی ز درم، بوی نبردم ز تو من·کرد خبر گوش مرا، جان و روانم که تویی
  5. 5 چون همه جان روید و دل، همچو گیا خاک درت·جان و دلی را چه محل، ای دل و جانم که تویی
  6. 6 ای نظرت ناظر ما، ای چو خرد حاضر ما·لیک مرا زهره کجا، تا بجهانم که تویی
  7. 7 چون تو مرا گوش کشان، بردی از آن جا که منم·بر سر آن منظره‌ها، هم بنشانم که تویی
  8. 8 مستم و تو مست ز من، سهو و خطا جست ز من·من نرسم لیک بدان، هم تو رسانم که تویی
  9. 9 زین همه خاموش کنم، صبر و صبَر نوش کنم·عذر گناهی که کنون گفت زبانم که تویی

ganjoor: sh2460 · public domain