シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2468 対句 4 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۴۶۸

  1. هر سحری حلاوتی هر طرفی طراوتی هر قدمی عجایبی هر نفسی عنایتی

G2468:4

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 نیست به جز دوام جان ز اهل دلان روایتی·راحت‌های عشق را نیست چو عشق غایتی
  2. 2 شکر شنیدم از همه تا چه خوشند این رمه·هان مپذیر دمدمه ز آنک کند شکایتی
  3. 3 عشق مه است جمله رو ماه حسد برد بدو·جز که ندای ابشروا این است ورا قرائتی
  4. 4 هر سحری حلاوتی هر طرفی طراوتی·هر قدمی عجایبی هر نفسی عنایتی
  5. 5 خوبی جان چو شد ز حد و آن مدد است بر مدد·هست برای چشم بد نیک بلا حمایتی
  6. 6 پشت فلک ز جست و جو گشته چو عاشقان دوتو·ز آنک جمال حسن هو نادره است و آیتی
  7. 7 پرتو روی عشق دان آنک به هر سحرگهان·شمس کشید نیزه‌ای صبح فراشت رایتی
  8. 8 عشق چو رهنمون کند روح در او سکون کند·سر ز فلک برون کند گوید خوش ولایتی
  9. 9 ایزد گفت عشق را گر نبدی جمال تو·آینه وجود را کی کنمی رعایتی
  10. 10 گرچه که میوه آخر است ورچه درخت اول است·میوه ز روی مرتبت داشت بر او بدایتی
  11. 11 چند بود بیان تو بیش مگو به جان تو·هست دل از زبان تو در غم و در نکایتی
  12. 12 خلوتیان گریخته نقل سکوت ریخته·ز آنک سکوت مست را هست قوی وقایتی
  13. 13 گرچه نوای بلبلان هست دوای بی‌دلان·خامش تا دهد تو را عشق جز این جرایتی

ganjoor: sh2468 · public domain