シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2491 対句 2 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۴۹۱

  1. آنک نجوشد او به خود جوش تو را تبه کند و آنک ندارد آذری ناید از او برادری

G2491:2

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 جمع مکن تو برف را بر خود تا که نفسری·برف تو بفسراندت گر تو تنور آذری
  2. 2 آنک نجوشد او به خود جوش تو را تبه کند·و آنک ندارد آذری ناید از او برادری
  3. 3 فربهیش به دست جو غره مشو به پشم او·آن سر و سبلتش مبین جان وی است لاغری
  4. 4 گر خوشی است این نوا برجه و گرم پیش آ·سر تو چنین چنین مکن مشنو سست و سرسری

ganjoor: sh2491 · public domain