シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 2497› 対句 3 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۴۹۷
- نور ز شرق میزند کوه شکاف میکند در دل سنگ مینهد شعشعه عطاییی
G2497:3
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 صبح چو آفتاب زد رایت روشناییی·لعل و عقیق میکند در دل کان گداییی
- 2 گر ز فلک نهان بود در ظلمات کان بود·گوهر سنگ را بود با فلک آشناییی
- 3 نور ز شرق میزند کوه شکاف میکند·در دل سنگ مینهد شعشعه عطاییی
- 4 در پی هر منوری هست یقین منوری·در پی هر زمینیی مرتقب سماییی
- 5 صورت بت نمیشود بیدل و دست آزری·آزر بتگری کجا باشد بیخداییی
- 6 گفت پیمبر به حق کآدمی است کان زر·فرق میان کان و کان هست به زرنماییی
ganjoor: sh2497 · public domain