シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 250 対句 5 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۵۰

  1. آمد کبریت بر آتشی گفت برون آ بر من دلبرا

G250:5

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 هین که منم بر در در برگشا·بستن در نیست نشان رضا
  2. 2 در دل هر ذره تو را درگهیست·تا نگشایی بود آن در خفا
  3. 3 فالق اصباحی و رب الفلق·باز کنی صد در و گویی درآ
  4. 4 نی که منم بر در بلک توی·راه بده در بگشا خویش را
  5. 5 آمد کبریت بر آتشی·گفت برون آ بر من دلبرا
  6. 6 صورت من صورت تو نیست لیک·جمله توام صورت من چون غطا
  7. 7 صورت و معنی تو شوم چون رسی·محو شود صورت من در لقا
  8. 8 آتش گفتش که برون آمدم·از خود خود روی بپوشم چرا
  9. 9 هین بستان از من تبلیغ کن·بر همه اصحاب و همه اقربا
  10. 10 کوه اگر هست چو کاهش بکش·داده امت من صفت کهربا
  11. 11 کاه ربای من که می‌کشد·نه از عدم آوردم کوه حرا
  12. 12 در دل تو جمله منم سر به سر·سوی دل خویش بیا مرحبا
  13. 13 دلبرم و دل برم ایرا که هست·جوهر دل زاده ز دریای ما
  14. 14 نقل کنم ور نکنم سایه را·سایه من کی بود از من جدا
  15. 15 لیک ز جایش ببرم تا شود·وصلت او ظاهر وقت جلا
  16. 16 تا که بداند که او فرع ماست·تا که جدا گردد او از عدا
  17. 17 رو بر ساقی و شنو باقیش·تات بگوید به زبان بقا

ganjoor: sh250 · public domain