シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2501 対句 10 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۵۰۱

  1. خیالی بیند این خفته در اندیشه فرورفته وگر زین خواب آشفته بجستی در نعم بودی

G2501:10

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 گرم سیم و درم بودی مرا مونس چه کم بودی·وگر یارم فقیرستی ز زر فارغ چه غم بودی
  2. 2 خدایا حرمت مردان ز دنیا فارغش گردان·از آن گر فارغستی او ز پیش من چه کم بودی
  3. 3 نگارا گر مرا خواهی وگر همدرد و همراهی·مکن آه و مخور حسرت که بختم محتشم بودی
  4. 4 بتا زیبا و نیکویی رها کن این گدارویی·اگر چشم تو سیرستی فلک ما را حشم بودی
  5. 5 ز طمع آدمی باشد که خویش از وی چو بیگانه است·وگر او بی‌طمع بودی همه کس خال و عم بودی
  6. 6 بیا چون ما شو ای مه رو نه نعمت جو نه دولت جو·گر ابلیس این چنین بودی شه و صاحب علم بودی
  7. 7 از ابلیسی جدا بودی سقط او را ثنا بودی·جفا او را وفا بودی سقم او را کرم بودی
  8. 8 زهی اقبال درویشی زهی اسرار بی‌خویشی·اگر دانستیی پیشت همه هستی عدم بودی
  9. 9 جهانی هیچ و ما هیچان خیال و خواب ما پیچان·وگر خفته بدانستی که در خوابم چه غم بودی
  10. 10 خیالی بیند این خفته در اندیشه فرورفته·وگر زین خواب آشفته بجستی در نعم بودی
  11. 11 یکی زندان غم دیده یکی باغ ارم دیده·وگر بیدار گشتی او نه زندان نی ارم بودی

ganjoor: sh2501 · public domain