シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 2508 対句 3 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۲۵۰۸

  1. در آتش رو در آتش رو در آتشدان ما خوش رو که آتش با خلیل ما کند رسم گلستانی

G2508:3

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 مرا آن دلبر پنهان همی‌گوید به پنهانی·به من ده جان به من ده جان چه باشد این گران جانی
  2. 2 یکی لحظه قلندر شو قلندر را مسخر شو·سمندر شو سمندر شو در آتش رو به آسانی
  3. 3 در آتش رو در آتش رو در آتشدان ما خوش رو·که آتش با خلیل ما کند رسم گلستانی
  4. 4 نمی‌دانی که خار ما بود شاهنشه گل‌ها·نمی‌دانی که کفر ما بود جان مسلمانی
  5. 5 سراندازان سراندازان سراندازی سراندازی·مسلمانان مسلمانان مسلمانی مسلمانی
  6. 6 خداوندا تو می‌دانی که صحرا از قفس خوشتر·ولیکن جغد نشکیبد ز گورستان ویرانی
  7. 7 کنون دوران جان آمد که دریا را درآشامد·زهی دوران زهی حلقه زهی دوران سلطانی
  8. 8 خمش چون نیست پوشیده فقیر باده نوشیده·که هست اندر رخش پیدا فر و انوار سبحانی

ganjoor: sh2508 · public domain